محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

197

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

باستعمال شمشير و خنجر شده كاراز « 1 » مدارا و مواسا درگذشت و دو كس از ملازمان خليفه كشته گشته سرهاى ايشانرا باستقبال ولى سلطان كه قريب به آن نواحى شده بود فرستاد و او اين صورت را مقدمهء فتح و فيروزى دانسته باستعجال روان گرديد و خليفه مضطر و آزرده خاطر مانده عنان توجه از اردستان كرده به طرف زواره مايل گشت كه در اين غروب آفتاب طليعهء « 2 » سپاه تركمان از حوالى مهاباد ظاهر شد و درين شب تار چندان شمع و مشعل افروخته بودند كه ساحت آن صحرا در اضائت ، صفت وادى ايمن گرفت و خليفه را آنقدر فرصت بدست آمد كه خود از ميان بدر رفت و تا دار السلطنهء اصفهان هيچ‌جا عنان مركب باز نكشيد « 3 » . و چند نفر از مردم خليفه با چهار كس از اعيان نطنز كه در آن سفر همراه خليفه بودند كشته شدند و فرزندان خليفه بعضى به نطنز آمدند و محراب بيگ ، از اردستان به ولى سلطان ملحق گرديد و باتفاق متوجه قلعهء طرق شدند و قرار دادند كه على الصباح شروع در گرفتن و كندن « 4 » قلعه كنند ، كه درين صبح زود قبل از شروع در مقصود ، قاصدى رسيد و خبر شكست تركمان و تكلو و گرفتار شدن محمد خان بدست شاهزادهء نامحو رسانيد و ولى سلطان كه به قصد آن بلده آمده بود كه نطنز را خراب كرده « 5 » خاكش را بر دوش شاملو بار كرده به بيابان برد ، از شنيدن اين خبر بدست و پا فرو مرد و آنقدر اضطراب و تردد خاطر بهم رسانيد و چندان سراسيمه و مضطرب شد كه ناشتا ناكرده سوار گرديد و در كمال استعجال « 6 » به نطنز آمد و در آنجا حاضرى جهت او ترتيب دادند به آن مقيد نشده به كاشان رفت و در وقت رفتن بعضى از اكابر سادات و اهالى را مصحوب خويش برد و روزى چند مقيد نگاه داشته آخر مرخص ساخت . بعد از آن نقود و اجناس بسيار و اشياء نفيسه بيحد و شمار كه در قلعهء كاشان [ 109 ] برسم اذخار نهاده بود ، به قدر « 7 » مقدور برداشته متوجه قزوين شد كه از

--> ( 1 ) - م : كارزار . ( 2 ) - م : طايفه از ( 3 ) - م : نگرفت . ( 4 ) - م : گرفتن قلعه كند . ( 5 ) - م : خراب كند . ( 6 ) - م : استعمال ( 7 ) - م : بقد .